گنج

غزل شمارهٔ ۷۷۵

گرد میخانهٔ دل به جان گردیدهمچو رندان به جان روان گردید
گرچه مخمور بود مستی شداین چنین بود آن چنان گردید
گرد کنج خراب گشت بسیگنج پنهان بر او عیان گردید
تا نشانی ز بی نشان یابدنام را ماند و بی نشان گردید
لطف معشوق ما کرم فرمودمونس جان عاشقان گردید
قسم علم بدیع را خواندیمآن معانی به ما عیان گردید
در مقامی که نعمت الله استگرد آن در کجا توان گردید