گنج

غزل شمارهٔ ۸۰۰

مدام همدم جام شراب باشد رندهمیشه عاشق و مست وخراب باشد رند
حجاب زاهد بیچاره عجب طاعت اوستولی به مذهب ما بی حساب باشد رند
چو رند جام می بی حساب می نوشدبه نزد عقل کجا بی حساب باشد رند
لبش بر آب حیات و نهاده بر لب مامگر چو جام حباب پر آب باشد رند
به هر طریق که یابد رفیق راه رودنماندهٔ سر آب و سراب باشد رند
به هیچ چیز نباشد مقید آن مطلقکجا مقید علم و کتاب باشد رند
طریق رندی سید ز نعمت الله جوکه بی خطا رود و در صواب باشد رند