گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۳

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اب۷ بیت
صدف و گوهریم و بحر و حبابجوهرش آب و گوهرش دریاب
قدمی نه درآ درین دریانظری کن به عین ما در آب
بزم عشقست و عاشقان سرمستباده نوشند شادی اصحاب
بر در می فروش رندانهبا مسبب نشسته بی اسباب
آفتابی به ماه رو بنمودنور مهر است و نام او مهتاب
چشم پندار ما عیان بیندگر خیالش تو دیده ای در خواب
نعمت الله عطای سید ماستهب بی عوض دهد وهاب