غزل شمارهٔ ۱۳۱۰
در دیده توئی و دیده ام تودر دیده مشو که دیده ام تو
از من تو کناره کی توانیچون درکش خود کشیده ام تو
هر کس یاری گزید ای دوستمن بر همگان گزیده ام تو
سرمستم و جام باده بر دستمهمان من و رسیده ام تو
ای نور دو چشم نعمت اللهدر دیده توئی و دیده ام تو