گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۴۵

بیا و همدم ما شو به عشق او یک دممباش غافل از این دم به جان بجو یک دم
مدام همدم جامیم و محرم ساقیبه جان او که نجوئیم غیر او یک دم
دمیست حاصل عمرت غنیمتی می داندریغ باشد اگر گم شود ز تو یکدم
سبوکشی خرابات ، دولتی باشدبجو سعادت دولت بکش سبو یکدم
بنال بلبل مسکین که همدم مائیبگیر دستهٔ گل را و خوش ببو یکدم
همیشه همدم رندان یک جهت می باشمباش هم نفس زاهد دو رو یک دم
مگو حکایت دنیا و آخرت با ماحدیث سید سرمست را بگو یک دم