گنج

غزل شمارهٔ ۹۹

دل به ما ده بیا دلی دریاباین چنین حل مشکلی دریاب
به خرابات رو خوشی بنشینرند سرمست واصلی دریاب
این همه علم کرده ای تحصیلزین همه علم حاصلی دریاب
گر به کرمان همی روی می روخدمت میر عاقلی دریاب
ور به بازار می روی ای دوستآن دکاندار جاهلی دریاب
گرد بر گرد عارفان می گرداین چنین یار قابلی دریاب
عاشقانه درآ درین مجلسسید رند کاملی دریاب