گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۴۱

خراباتست و رندان لاابالیحریفان سر خوشان لاابالی
در میخانه را خمّار بگشودصلای میخواران لا ابالی
حضور شاهد غیب است اینجاندیمان همدمان لاابالی
بگو ای مطرب عشاق بنوازنوای بیدلان لا ابالی
به دور چشم مست ساقی ماحیاتی یافت جان لاابالی
ز سرمستان کوی عشق ما جونشان عاشقان لاابالی
درون خلوت سید شب و روزبود بزمی از آن لاابالی