گنج

غزل شمارهٔ ۶۵۵

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: رد۹ بیت
هر که بد زیست عاقبت بد مُردنیک و بد هر چه کرد با خود برد
صاف درمان کجا خورد بی درددردمندی سزد که نوشد درد
هرچه خود رشته ای همان پوشیخواه صوفش بباف خواهی برد
داشت غیبی ز فاسقی عیبیلاجرم فسق کرد و فاسق مرد
نان شیراز خورد و شُکر نگفتزین سبب در میان آب فسرد
همه با اصل خویش وا گردندخواه لر می شمار خواهی کرد
زندهٔ جاودان بود بی شکهر که او جان به یاد حق بسپرد
در همه حال با خدا باشدآنکه خود را از این و آن نشمرد
همچو سید مدام سرمست استاز می او کسی که جامی خورد