گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۹۵

آفتابی تافته بر آینهمی نماید روی او هر آینه
روشنست آئینهٔ گیتی نماحسن او پیدا شده در آینه
عشق در دورست از آن دوران اودائماً باشد مدور آینه
آینه چون می نماید حسن اومظهر ما او و مظهر آینه
دلبر سید بود آئینه ایخود که دیده عین دلبر آینه