گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۸۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: شتهایم۷ بیت
ما علم عشق بر ورق جان نوشته ایمخواندیم این کتاب و دگر هم نوشته ایم
با ما مگو سخن ز وجود و عدم که ماعمریست کز وجود و عدم درگذشته ایم
ما رهروان کوی خرابات وحدتیمرندانه گرد هر در میخانه گشته ایم
آدم بهشت هشت بهشت از برای دوستما از برای دوست دو عالم بهشته ایم
این حرف خوب صورت و آن نقش پرنگاربر لوح کاینات به ذوقش نوشته ایم
تخم محبتی که بود میوه اش لقادر جویبار دیدهٔ ما جو که کشته ایم
ما بنده ایم سید خود را به جان و دلسلطان انس و جن و امیر و فرشته ایم