غزل شمارهٔ ۱۸
چشم ما شد به نور او بینانظری کن به نور او در ما
آب این چشمه می رود هر سولاجرم سو به سو بُود دریا
غرق بحریم و آب میجوئیمما طلبکار او و او با ما
دردمندیم و دلخوشیم از آندرد عشق است و جان بود دردا
ما خیالیم و در حقیقت اوهو معنا و فانظروا معنا
نور معنی نموده در صورتگنج اسما نهاده در اشیا
نعمت الله از او شده موجودنور او هم به او بود پیدا