گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۹۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: هییافتن۷ بیت
خادم او را سزد اقلیم شاهی یافتنسلطنت از خدمت نور الهی یافتن
بندهٔ او شو اگر خواهی که گردی پادشاهکز قبول او توانی پادشاهی یافتن
شرط جانبازان ما در عاشقی دانی که چیستطرح کردن هرچه را از مال و جاهی یافتن
خوش بود سلطان معنی یافتن در صورتیپادشه در جامهٔ مرد سپاهی یافتن
در ضمیر روشن می ، نور ساقی دیده امخوش بود در عین منهیات ناهی یافتن
ساقی سرمست دیدم صبح جام می به دستخوش بود یاری چنین در صبحگاهی یافتن
نعمت الله گر همی خواهی بیا از ما طلبور ز غیر ما بخواهی آن نخواهی یافتن