گنج

غزل شمارهٔ ۲۵۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ست۷ بیت
این خوشست و آن خوشست و این و آن با هم خوشستجان جانان خوش نشسته نزد ما بی غم خوشست
این همه جام مرصع پر ز می داریم مابا حریف سرخوش و با ساقی همدم خوشست
عقل مخمور است و نامحرم چه داند راز ماگفتن اسرار ما با عاشق محرم خوشست
خوش بود گر پادشاهی می خورد از جام جمزانکه میگویند جام پادشه با جم خوشست
گرچه دل ریشیم مرهم را نمی خواهیم مازخم تیغ عشق او داریم و بی مرهم خوش است
چشم مست او نظر فرمود سوی کایناتاین چنین نور خوشی در دیدهٔ عالم خوش است
مجلس عشقست و سید مست و رندان در حضورجنت فردوس ما با صحبت آدم خوش است