گنج

غزل شمارهٔ ۸۳

در دل ما نقد گنج ما طلبگوهر ار جوئی از این دریا طلب
یک زمان در بحر ما با ما نشینعین ما را هم به عین ما طلب
عشق را جائی معین هست نیستجای آن بی جای ما هر جا طلب
نور او در جمله اشیا می نگریک مسمی از همه اسما طلب
دنیی و عقبی به این و آن گذارنصرت یکتای بی همتا طلب
طالب و مطلوب را با هم ببیناین نظر از دیدهٔ بینا طلب
نعمت الله را اگر جوئی بیاما به دست آور ز ما ، ما را طلب