گنج

غزل شمارهٔ ۸۷۳

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انهرچار۸ بیت
به کام ماست می و جام و جسم و جان هر چارچه خوش بود که بود یار آن چنان هر چار
حباب و قطره و دریا و موج را دریاببه عین ما نظری کن یکی است آن هر چار
چهار حرف بگیر و خوشی بگو اللهیگانه باش و یکی را روان بخوان هر چار
حریف سرخوش و ساقی مست و جام شرابامید هست که باشند جاودان هر چار
چهار طبع مخالف موافقت کردندببین مخالفت این مخالفان هر چار
یکی است اول و آخر چو ظاهر و باطنچهار اسم مسمی یکی بدان هر چار
چهار یار رسولند دوستان خدابه دوستی یکی دوست دارشان هر چار
چهار مرتبه سید تنزلی فرمودترقئی کن و می جو ز عاشقان هر چار