گنج

غزل شمارهٔ ۸۶۷

بیا و یک دمی با ما برآورزمانی با من شیدا بر آور
چو لیلی جانب مجنون به دست آرمراد خاطر ما را برآور
بر آور کام جان خستهٔ ماکرم کن کام جان ما بر آور
ز روی لطف روی خویش بنمافغان از پیر و از برنا برآور
به بحر دل چو غواصان فرو روچو ما گوهر از این دریا برآور
اگر خواهی حیات جاودانیدمی با جام می جانا برآور
به شادی نعمت الله جام می نوشدمار از زاهد رعنا برآور