غزل شمارهٔ ۸۶۸
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انهبهدستار۷ بیت
رندانه بیا ساقی و خمخانه به دست آردستی بزن و ساغر و پیمانه به دست آر
ذوق ار طلبی یک نفسی همدم ما شودر مجلس ما منصب شاهانه به دست آر
دل خلوت عشق است در او عقل نگنجدرو صاحب این خانه و آن خانه به دست آر
سر بر قدم او نه و جان نیز بر آن همگر دست دهد دامن جانانه به دست آر
سردار شود هر که رود بر سر دارشاین مرتبهٔ عالی شاهانه به دست آر
در کنج دلت گنج خوشی هست طلب کننقدی تو از این گوشهٔ ویرانه به دست آر
از بندگی سید مستان خراباتجامی بستان و می مستانه به دست آر