غزل شمارهٔ ۱۵۵۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: انشوی۷ بیت
تن فداکن تا همه تن جان شویجان رها کن تا همه جانان شوی
گرد این و آن چه می گردی مداماین و آن را مان که این و آن شوی
ترک کرمان کن به مصر جان خرامتا به کی سرگشتهٔ کرمان شوی
ماه ماهانی ببین ای نور چشمآن او باشی چو با ماهان شوی
گنج او در کنج این ویران نهادگنج او یابی اگر ویران شوی
عید قربان است جان را کن فداعید خوش یابی اگر قربان شوی
جامع قرآن بخوانی حرف حرفگر چو سید جامع قرآن شوی