غزل شمارهٔ ۱۲۰۴
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یم۷ بیت
مستیم و خرابیم و گرفتار فلانیمسر حلقهٔ رندان خرابات جهانیم
ایمان به جز از کفر سر زلف نداریمجز معرفت عشق دگر علم ندانیم
ما پیر خرابات جهانیم و لیکندر عاشقی و باده خوری رند خرابیم
گو خلق بدانند که ما عاشق و مستیمگو فاش بگویند که بر خود نگرانیم
ما نور قدیمیم که پیدا به حدوثیمما گنج وجودیم که از دیده نهانیم
بی عقل توانیم که عمری به سر آریمبی جام می عشق زمانی نتوانیم
سید ز سر ذوق سخن گوید و خواندهر قول که از ذوق بگویند بخوانیم