غزل شمارهٔ ۱۴۵۴
وه چه حسن است اینکه پیدا کرده ایشکل جان را آشکارا کرده ای
صورت و معنی پدید آورده ایتا جمال خود هویدا کرده ای
غنچه ای از گلستان بنموده ایبلبلان را مست و شیدا کرده ای
ترک چشم مست را می داده ایعقل هر هشیار یغما کرده ای
گوهری را در صدف بنهاده ایچشم ما را عین دریا کرده ای
جود هر عاشق وجود تو است بازنام خود معشوق یکتا کرده ای
باز سید را به خود بنموده ایوز کلام خویش گویا کرده ای