غزل شمارهٔ ۱۰۳۹
وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیه: ردم۷ بیت
توبه از زهد و زاهدی کردمدر خرابات مست می گردم
می خمخانهٔ حدوث و قدمشادی روی عاشقان گردم
خاطر کس ز من ملول نشدننشسته به دامنی گردم
دُردی درد دل همی نوشمدردمندانه همدم دردم
زن دنیا و آخرت چه کنمرند و مست و مجرد و فردم
عاشق و صادقم گواهانماشک سرخست و چهرهٔ زردم
بندهٔ سید خراباتمهر چه فرمود بنده آن کردم