غزل شمارهٔ ۱۲۹۴
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: طلبکن۷ بیت
حال من از آن نرگس مستانه طلب کنراز دلم از سنبل جانانه طلب کن
در صومعه باری نتوان یافت حضوریای یار حضور از در میخانه طلب کن
آن چیز که از عالم صدساله ندیدیاز یک نظر عاشق دیوان طلب کن
در کنج دلم گنج غم عشق دفین استگنج ار طلبی در دل ویرانه طلب کن
جان باختن از عاشق بیدل طلب ای دوستمردانگی از مردم مردانه طلب کن
سوز دل دلسوختهٔ آتش عشقشدر سینهٔ شمع و دل پروانه طلب کن
چون مردمک دیدهٔ دریا دل سیددر دیدهٔ ما در شو و دردانه طلب کن