گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۷۴

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اران۷ بیت
قدمی نه به خلوت یارانیار اگر بایدت بیا یاران
هر که ما چون فتاد در دریاکی خورد غم ز قطرهٔ باران
کار ما عاشقی بود دائمبود این کار کار بیکاران
ما و رندی و خدمت ساقیزاهد و بندگی هشیاران
هر عزیزی که می خورد با مانبود خار پیش میخواران
وه که زلف بتم چه طرار استمی برد دل ز دست عیاران
بندهٔ سید خراباتملاجرم سرورم به سرداران