گنج

غزل شمارهٔ ۹۸۰

تن به جان زنده است و جان از عشقدر بدن روح ما روان از عشق
عشق داند که ذوق عاشق چیستباز جو ذوق عاشقان از عشق
هر چه در کاینات موجود استجود عشق است و باشد آن از عشق
عاشقان عشق را به جان جویندعاقلانند غافلان از عشق
نعمت الله که میر مستان استمی دهد بنده را نشان از عشق