غزل شمارهٔ ۸۲۵
مظهر و مظهر به همدیگر نگرمظهری ظاهر درین مظهر نگر
خوش حبابی پر کن از آب حیاتآب را می نوش و در ساغر نگر
تنگهٔ زرگر بیابی صدهزاریک حقیقت فهم کن در زر نگر
عیسی مریم ببین گر عارفیور نمی بینی برو در خر نگر
عقل اگر منعت کند از عاشقیگوش کن آن قول و دردسر نگر
حاصل دریای ما گر بایدتاین صدف بشکاف و در گوهر نگر
نعمت الله در همه عالم ببیننو او در بحر و هم در بر نگر