غزل شمارهٔ ۱۰۷۱
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ویم۷ بیت
اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویمچنان مستم که از مستی نمی دانم چه می گویم
منم مطلوب و هم طالب که خود از خود طلبکارممکرم کرده ام خود را که خود را با تو می جویم
اگر نه ساقی مستم چرا جویای رندانمو گر نه ذوق می دارم چرا میخانه می پویم
اسیر میفروشانم که رندانند غلامانمامیر حضرت جانم که شاهانند آنجویم
نکو آئینه ای دارم که حسن او در آن پیداستبدی من مگو عاقل اگر گویم که نیکویم
خیال غیر اگر بینم که نقشی می زند بر آببه آب دیدهٔ ساغر خیالش را فرو شویم
اگر یار خوشی جوئی که با وی صحبتی داریبه یاد نعمت الله جو در این دوران که من اویم