غزل شمارهٔ ۶۲۹
عالم از نام او نشان دارداین مثالی است کاین و آن دارد
صورت و معنئی که می بینممی و جام است و جسم و جان دارد
چشم دریا دلی بود ما رادر نظر بحر بیکران دارد
دو مگو او یکیست تا دانیور بگوئی تو را زیان دارد
ذوق علم بدیع ما می جوکه معانی ما بیان دارد
خوش میانی گرفته ام به کنارخوش کناری که آن میان دارد
نعمت الله را به جان جویدهر که میلی به عارفان دارد