غزل شمارهٔ ۶۳۰
هر که او عاشق است جان داردجان فدایش کنم که آن دارد
عاشقان نور چشم خوانندشعاشق ار عشق عاشقان دارد
ما نشانی ز بی نشان داریمخوش نشانی که آن نشان دارد
می و جام است جسم و جان با همهر چه بینی همین همان دارد
هر که با ما نشست در دریاخبر از بحر بیکران دارد
خواجه علم بدیع می خواندآن معانی ازین بیان دارد
می مست خوشی اگر جوئینعمت الله بجو که آن دارد