غزل شمارهٔ ۱۲۵۳
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یخودببین۷ بیت
بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببینگفت ای درویش ما تو پادشاهی خود ببین
سر بنه بر درگه ما سر از آنجا برمداربر در خلوتسرای ما سرای خود ببین
دردمندانه بیا درمان خود از ما طلبدُرد درد ما بنوش آنگه دوای خود ببین
گوشهٔ میخانهٔ ما جنت المأوی بوددر چنین خوش خانه ای بخرام و جای خود ببین
نیک و بد گر می کنی یابی سزای خویشتننیک نیک اندیشه کن از خود سزای خود ببین
پا ز ره بیرون نهادی سنگ بر پایت زدندبعد از این گر رهروی در پیش پای خود ببین
عاشقانه خوش در آ در بحر بی پایان مانعمت الله را بجوی و آشنای خود ببین