غزل شمارهٔ ۴۴
خوش چشمهٔ آبی است روان در نظر ماسیراب شده خاک در از رهگذر ما
ما آب حیاتیم روانیم به هر سوسرسبزی باغ خضر است در نظر ما
میخانهٔ ما قبلهٔ حاجات جهانستشاید که جهانی به سر آید به در ما
نوریست که در دیدهٔ مردم شده پنهانروشن بتوان دید ولی در نظر ما
مستیم و نداریم خبر از همه عالماینست خبر هر که بپرسد خبر ما
در آینهٔ دیدهٔ سید نظری کنتا باز نماید به تو روشن بصر ما