گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۵

ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبستدر خانهٔ خویشیم و غریبیم غریبست
در عین وصالیم و گرفتار فراقیمما دور ز یاریم ولی یار قریبست
درماندهٔ دردیم ولی خرم و شادیمما را چه غم از درد چو محبوب طبیبست
در دیدهٔ مجنون همه جا صورت لیلی استدر چشم محبان همه معنی حبیب است
ای عقل تو مخموری و من عاشق سرمستغوغا مکن ای خواجه که این هردو حبیبست
لاهوت تو چون موسی و ناسوت تو مابوتمعنی تو چون موسی و صورت چو صلیبست
مائیم که معشوق خود و عاشق خویشیمهم سید و هم بنده نظر کن که حبیبست