غزل شمارهٔ ۱۳۴۶
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ایاو۷ بیت
هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای اوغنیمت دان اگر یابی در خلوتسرای او
نخواهی دید نور او اگر دیدت همین باشدطلب کن نور چشم از ما که تا بینی لقای او
مقام سلطنت خواهی گدای حضرت او شوکه شاه تخت ملک دل به جان باشد گدای او
اگر دار بقا خواهی سر دار فنا بگزینفنا شو از وجود خود که تا یابی بقای او
مرا میخانه ای بخشید میر جملهٔ رندانهمیشه باد ارزانی به بنده این عطای او
دلم خلوتسرای اوست غیری در نمی گنجدکه غیر او نمی زیبد درین خلوتسرای او
چه عالی منصبی دارم که هستم بندهٔ سیدفقیر حضرت اویم غنیم از غنای او