غزل شمارهٔ ۱۱۲۶
از جام عشقش مست مداممایمن ز خاصم فارغ ز عامم
ساقی ذوقش با دل حریفستجانان شرابست جانست جامم
گر عشق بازی از من بیاموزور ذوق خواهی می خوان کلامم
در زهد اگر چه کامل نباشمدر عشقبازی رند تمامم
تا بنده گشتم تابنده گشتمسلطان عشقش از جان غلامم
بی عشق جانان جانم چه باشدبی درد دل من آخر کدامم
باده به پاداش ما را حلال استبی عشق سید آب است حرامم