غزل شمارهٔ ۳۹۴
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: الیهستنیست۶ بیت
همچو این محجوب ما صاحب جمالی هست نیستخوشتر از نقش خیال او خیالی هست نیست
در لب او چشمهٔ آب حیاتی نیست هستاین چینن سرچشمهٔ آب زلالی هست نیست
مجلس عشقست و ما سرمست و ساقی در حضورعاقل مخمور را اینجا مجالی هست نیست
روح اعظم صورت و معنی او ام الکتابآفتاب دولت او را زوالی هست نیست
هستی ما را وجود از جود آن یک نیست هستدر دو عالم غیر این ما را مآلی هست نیست
سید رندانم و سرمست در کوی مغانزاهدان را این چنین ذوقی و حالی هست نیست