گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۵۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: وراو۷ بیت
عالم منور است به نور حضور اوخوش روشن است دیدهٔ مردم به نور او
جام جهان نماست که داریم در نظردر وی چو بنگریم نماید ظهور او
ما و شرابخانه و رندان باده نوشزاهد به فکر جنت رضوان و حور او
عشق آتش خوشی است که عود دلم بسوختخوشبو شود دماغ جهان از بخور او
مغرور بود عقل ولی عشق چون رسیدمسکین زبون بماند نماند آن غرور او
هرکس که دل به غیر دلارام می دهدآن از کمال نیست بود آن قصور او
سلطان به ملک و لشکر اگر شاد شد چه شدسهل است نزد سید رندان سرور او