گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۰۸

می نگارد نگار بر دیدهمی نماید چو نور در دیده
نور روئی که چشم سر بینددیدهٔ ما به چشم سر دیده
هر که بیند به عین ما ، ما راصدف و بحر و هم گهر دیده
جام می هر که دیده رندانههست سیاح بحر و بر دیده
دیده هر ذره ای که می بیندآفتابیست در قمر دیده
دیده دیده به نور او او رااین نظر دیده ز آن نظر دیده
هرکه او نور نعمت الله دیدجان و جانان به همدگر دیده