گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۹

ای عاشقان ای عاشقان معشوق با ما همدم استبا ما حریفی می کند یاری که با ما محرم است
مست شراب عشق از ذوق خوشی دارد مدامیک جرعه ای ازجام او خوشتر ز صد جام جم است
ما در خرابات مغان رندانه خوش می می خوریمشادی مست عاشقی کز جمله عالم بی غم است
دارم دلی چون آینه دلدار دارد در نظردر آینه پیدا شده حسنی که اسم اعظم است
نور دو چشم عالم است نقش خیال روی اونقش خیال روی او نور دو چشم عالمست
در مجلس سلطان ما نقل و شراب بی حد استدُردی درد او که آن در بزم این سلطان کمست
گر یک دمی همدم شوی با سید سرمست مادر جام می بنمایدت ساقی که با ما همدمست