غزل شمارهٔ ۱۵۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ست۷ بیت
تا مرا عین عشق مفهوم استسر علمم به عشق معلوم است
تا رموز وجود شد مفهومهر وجودی که هست مفهومست
خادم خلوت دلم آریبنگر آن خادمی که مخدومست
شمع روشن ضمیر مجلس ماستدل پروانه ای که چون موم است
باز سرمست شد دل مخمورلیکن از خمر غیر معصوم است
قسمتم عشق بود روز ازلآری خوش قسمتی که مقسومست
چون که شد سید از خودی فانینزد عشاق حی قیوم است