گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۰۶

ما ساقی سرمست خرابات جهانیمسلطان سراپردهٔ میخانهٔ جانیم
ما آب حیاتیم که از جوی وجودیمما گوهر روحیم که در جسم روانیم
جامیم و شرابیم به معنی و به صورت گنجیم و طلسمیم و هویدا و نهانیم
این حرفه که معشوق خود و عاشق خویشیمهر چیز که ما طالب آنیم همانیم
گرچه نگرانند به ما خلق جهانیدر آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم
بی زهد توانیم که عمری به سر آریمبی جام می عشق زمانی نتوانیم
آوازه درافتاد که ما مست خرابیموالله به سر سید عالم که چنانیم