گنج

غزل شمارهٔ ۶۴۸

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: مکرد۷ بیت
غنچه در گلستان تبسم کردبلبل از ذوق آن ترنم کرد
ساقی مست می به رندان دادعاقل از عشق عقل را گم کرد
چشم ما شد منور از رویشنظری خوش به چشم مردم کرد
خاطرم می کشد به میخانهاین چنین عزم دل مصمم کرد
خوش خیالی به خواب می دیدمدوش تا روز دل تنعم کرد
عقل بالانشین مجلس بودعشق آمد بر او تقدم کرد
خم می خوش خوشی به جوش آمدسید مست میل آن خم کرد