گنج

غزل شمارهٔ ۹۳۱

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: تهایخوشباش۷ بیت
ای دل ار چه شکسته ای خوش باشبا غمش عهد بسته ای خوش باش
دُرد دردش چو صاف درمان نوشوز جفا گرچه خسته ای خوش باش
خوش نباشد غم جهان خوردناز جهان گر گستته ای خوش باش
دنیی و آخرت رها کردیاز همه باز رسته ای خوش باش
بود بندی ز عقل بر پایتاز چنین بند جسته ای خوش باش
بزم عشقست و عاشقان سرمستبا حریفان نشسته ای خوش باش
دل سید شکستهٔ عشق استگر تو چون او شکسته ای خوش باش