غزل شمارهٔ ۱۳۷
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اناست۷ بیت
هر قطرهای از این بحر دریای بیکران استدر چشم ما نظر کن بنگر که عین آن است
هر آینه که بینی تمثال او نمایدآئینه این چنین بود تمثال آن چنان است
زنده دلان عالم دارند حیاتی از ویعالم تن است و او جان ، جان در بدن روان است
ما دیدهای که دیدیم روشن به نور او بودبنگر که نور رویش بر چشم ما عیان است
در گوشهٔ خرابات بزم خوشی است ما رابزمی چگونه بزمی فردوس جاودان است
معنی صورت او در این و آن نمایددریاب کان معانی برتر از این بیان است
منشور نعمتالله بگرفت جمله عالمتوقیع آل سید بر حکم او نشان است