گنج

غزل شمارهٔ ۷۱۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: رید۷ بیت
رخت ما را به سراپردهٔ میخانه بریدآلت مجلس ما جمله به ساقی سپرید
ما چو غنچه به هوا جامهٔ خود جا کردیمبعد از این خرقهٔ ما را به ملامت ندرید
عیب ما را مکنید ار شده ایم عاشق اونور چشمست ببینید که صاحب نظرید
گر ز ما از سر مستی سخنی گوش کنیداز سر لطف و کرم از سر آن درگذرید
هر کجا نقش خیالی که ببیند دیدهمعنی خوب در آن صورت زیبا نگرید
میل میخانه ندارید ندانیم چرامگر از ذوق می و مستی ما بی خبرید
بندهٔ سید رندان خرابات شویدکه به نزدیک سلاطین جهان معتبرید