غزل شمارهٔ ۱۴۶۶
غیر حق باطلست تا دانیعقل از این غافل است تا دانی
موج بحریم و عین ما آبستعالمش ساحلست تا دانی
هر که عالم نشد به علم رسولبه خدا جاهلست تادانی
آنکه دانست این سخن به تمامبندهٔ کاملست تا دانی
هر تجلی که بر دلت آیداز خدا نازل است تا دانی
هر که غیر از خداست ای درویشهمه بی حاصل است تا دانی
کشتهٔ عشق و زنده ام جاویدسیدم قاتل است تا دانی