غزل شمارهٔ ۷۷۹
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: امیچند۷ بیت
به علی رغم عدو باز زدم جامی چندتوبه بشکستم و وارستم از این خامی چند
منم و رندی و خاصان سراپردهٔ عشقفارغ از سرزنش عام کالانعامی چند
فرصت از دست مده زلف نگاری به کف آرمی خور و وقت غنیمت شمر ایامی چند
کنج میخانه مرا خلوت خاص است مدامزاهد و گوشهٔ محراب و دو سه عامی چند
نوبهار است و گل اروجه میت نیست بیابرو از پیر خرابات بکن وامی چند
در مغان از لب جام و لب یار ای ساقیبه مراد دل خود یافته ام کامی چند
سید ار راه روی ، جز ره میخانه مروبشنو از من که در این راه زدم گامی چند