غزل شمارهٔ ۱۹۳
هر ذره که می بینی خورشید در او پیداستدر دیدهٔ ما بیند چشمی که به حق بیناست
گر شخص نمی بینی در سایه نگر باریهمسایهٔ او مائیم این سایه ازو پیداست
تا صورت خود بیند در آینهٔ معنیمعنی همه عالم در صورت او پیداست
ما در طلبش هر سو چون دیده همی گردیمما طالب و او مطلوب وین طرفه که او با ماست
موجیم در این دریا مائیم حجاب ماچون موج نشست از پا مائی ز میان برخواست
هر بنده که می بینی دریاب که سلطانیستهر قطره ز جود او چون درنگری دریاست
گفتار خوشم بشنو کز ذوق همی گویمگر بنده ز خود گوید سید به خدا گویاست