غزل شمارهٔ ۱۴۲۸
حسن او در آینه پیدا شدههر که دیده همچو ما شیدا شده
چشم ما روشن به نور روی اوستدیدهٔ ما این چنین بینا شده
عین ما بیند به عین ما چو ماعارفی کو غرقهٔ دریا شده
شمع عشقش آتشی در ما زدهسوخته داند که او چون تا شده
بر در او جنت المأوای ماستدل مقیم جنت المأوا شده
قاب قوسین از میان برداشتهواقف اسرار او ادنی شده
نعمت الله در سخن آمد از آنمشکلات عالمی حل وا شده