گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۲۵

نوریست به چشم ما نمودهدر جام جهان نما نموده
هر آینه که دیده دیدهآئینه به ما خدا نموده
باطن بنگر که پادشاه استدر ظاهر اگر گدا نموده
ما دُردی درد نوش کردیماین درد به ما دوا نموده
بر دار فنا برآ که ما رادر عین فنا بقا نموده
در بحر محیط غرق گشتیمماهیت ما به ما نموده
بیگانه ندیده سید مااو را همه آشنا نموده