گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۲۶

در آینه عشق او نمودهحسنی به من و تو رو نموده
هر آینه را تو نیز بنگرکو آینه را نکو نموده
در جام جهان نما نظر کنگو دیده جمال او نموده
یک رو بود آینه چو بنمودیک روست اگرچه دو نموده
بر آینه آفتاب چون یافتپنهان چه کنیم چو نموده
با آینه روبرو نشستهآن آینه روبرو نموده
در آینهٔ وجود سیدعالم همه مو به مو نموده