غزل شمارهٔ ۱۲۱۱
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اکنیم۶ بیت
ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیمصد درد دل به گوشهٔ چشمی دوا کنیم
در حبس صورتیم و چنین شاد و خرّمیمبنگر که در سراچهٔ معنی چهها کنیم
رندان لاابالی و مستان سرخوشیمهشیار را به مجلس خود کی رها کنیم؟
موج محیط و گوهر دریای عزتیمما میل دل به آب و گل آخر چرا کنیم
در دیده روی ساقی و بر دست جام میباری بگو که گوش به عاقل چرا کنیم؟
از خود بر آ و در صف اصحاب ما خرامتا سیّدانه روی دلت با خدا کنیم